آموزش۱۱
آموزش ، مقاله ، تحقیق ، پروژه و ...
آرشیو کامل MP3 خارجی (قدیمی - جدید) به صورت کلی به فروش میرسد - این آرشیو با روی یک 100 DVD می باشد قیمت 200000 تومان  
+- موسسه جلوه -+ ساخت مهر لاستیکی و ژلاینی - پارچه نویسی - دیوار نویسی - تابلو نویسی  - اعلامیه - فاکتور - کارت ویزیت - سفارشات روی پول و طلاب کوپ و سررسید گرفته می شود - با نازلترین قیمت همراه  09320452415-+  
تبلیغات شما   +--+   تبلیغات شما    +--+    تبلیغات شما    $-$-$  ماهانه 20 بیست هزار تومان    $-$-$  
   

آموزش زبان انگلیسی Extra آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
کارتون زیبای ناروتو
360 قسمت زیرنویس فارسی
طولانی ترین و زیباترین کارتون جهان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 10 بهمن ماه سال 1384
نحوه نصب یک هارد دیسک جدید بر روى لینوکس

مترجم: امین ایزدپناه
از: PCWorldIran

حدود یک سالی بود که با کمبود فضا بر روی کامپیوترم مواجه شده و به همین دلیل من مجبور بودم بر اساس نیازم بازی‌ها،داده‌ها، برنامه‌های کاربردی و عکس‌های دیجیتال موجود در سیستم خود را مدام جابجا و یا حذف کنم. روی دو درایو سیستم اصلا" جای کافی وجود نداشت و وقت آن فرا رسیده بود که چاره‌ای اندیشیده شود.. و این همان مطلبی است که در اینجا مطرح می‌کنم: یعنی افزودن یک هارد درایو جدید به سیستم لینوکس‌.

من یک هارد IDE از شرکت Western Digital مدل WD1200JB با حجم 120 گیگابایت و با سرعت 7200 rpm که دارای یک حافظه cache 8 مگابایتی بود را به این منظور انتخاب نمودم. هارد مزبور را به صورت ساده (بدون هیچ کابل یا ابزاری برای نصب آن) بر روی اینترنت با یک قیمت مناسب یافته و سفارش دادم. قیمت نهایی آن 131.99 دلار بود که البته این قیمت شامل هزینه حمل آن نیز می‌شد.

مشکلاتی که چند سال پیش هنگام یک ارتقای مشابه این در سیستم برایم به وجود آمد را به خاطر داشتم. اما این بار امیدوار بودم که روند کار کمی ساده‌تر پیش رود. و این کار البته با یکسری مسائل حاشیه‌ای انجام شد. شاید خواندن راهنماهای HowTo در آن هنگام کارم را ساده‌تر نمود. به این منظور نسخه آموزشی Linux Planet را تحت عنوان "افزودن یک هارد جدید (خالی)" دنبال کردم. برای شروع، باید در مورد محل نصب درایو جدید تصمیم می‌گرفتم. کامپیوترم با پیکربندی فعلی‌اش توانایی استفاده از چهار درایو IDE را دارا بود، که سه تا از این مکان‌ها توسط دو هارد درایو موجود و درایو CD-RW مدل 9100 از کمپانی HP اشغال شده بود. کنترلر IDE اصلی به درایو بوت به عنوان master و درایو HP CD-ROM به عنوان slave متصل شده بود. لینوکس این دو ابزار را به عنوان /dev/hda و /dev/hdb شناسایی کرده بود و من آنها را به عنوان هارد درایو a و هارد درایو b می‌شناختم. کنترلر IDE ثانویه نیز (هر کنترلر فقط قادر به پشتیبانی دو درایو می‌باشد) به هارد درایو دوم به عنوان master متصل بود و قبلا برای مدتی یک درایو DVD را نیز به عنوان درایو ثانویه به آن متصل کرده بودم.

قوانینی همچون DMCA یک درایو DVD را بر روی سیستم لینوکس کمی ناکارآمد می‌کند. بنابراین تصمیم گرفتم که بیشتر از این از درایو DVD مزبور استفاده نکنم. لینوکس به هارد درایو دوم من به عنوان /dev/hdc نگاه می‌کرد. بر طبق الگویی که قبلا دیدید حتما می‌توانید بفهمید که من این درایو را به عنوان هارد درایو C در نظر گرفته بودم. حال اگر توانستید پیش بینی کنید که لینوکس هارد درایو جدید من را هنگامی که آن را به عنوان slave به کنترلر ثانویه متصل کردم با چه نامی شناخت؟ درست است، این درایو به عنوان /dev/hdd شناخته شد. هنگامی که به سخت افزار موجودم نگاهی انداختم این فکر به ذهنم خطور نمود که بهتر است ابتدا از این موضوع اطمینان یابم که آیا بایستی درایو جدید را به کانکتور میانی کابل وصل کنم یا کانکتور انتهایی کابل. پس برای یافتن پاسخ خود به یکی از کانال‌های help موجود در irc.freenode.net مراجعه کردم. نتیجه آنکه به شرطی که درایو را به صورت صحیح به عنوان master یا slave به سیستم متصل کرده باشید این مسئله اهمیتی ندارد. اما اگر آنرا در حالت Cable Select به سیستم ببندید آنگاه این موضوع فرق می‌کند. سال‌ها پیش، زمانیکه درایو های جدید 20 مگابایتی Seagate MFM را به سیستم 80286 خودم می‌افزودم فکر می‌کنم این موضوع اهمیت داشت. اما این مسئله در مورد درایوهای IDE امروزه صادق نیست. جامپر درایو جدید من روی CS به عنوان Cable Select تنظیم شده بود. پس من جامپر آن را از پین های CS به پین های SL (برای حالت Slave) منتقل کردم. سپس کامپیوترم را خاموش کرده و شروع به نصب سخت‌افزاری درایو جدید کردم. چون در اینجا کانکتوری که در میانه کابل قرار داشت در دسترس بود (کانکتور انتهایی کابل به هارد درایو دومی که بر روی سیستم نصب بود وصل شده بود) پس برای انجام کارم از آن استفاده کردم. لبه رنگی کابل که سمت پین شماره 1 را مشخص می‌نماید، همیشه به طرف کابل برق در پشت درایو قرار می‌گیرد. با وجود این قاعده کلی دیگر جای هیچ اشتباهی برای من وجود نداشت. پس از آن یک کابل برق را که از منبع تغذیه خارج می‌شد به پشت درایو وصل نمودم. پس از نصب آن در جای خود، بخش سخت‌افزاری نصب درایو به اتمام رسید. زمان صرف شده برای این مرحله حدود پنج دقیقه بود. بعد از راه اندازی سیستم، ادامه راهنمای HowTo را دنبال نموده و بخش نرم‌افزاری کار را آغاز کردم. اولین گام از مرحله نصب نرم‌افزاری درایو، پارتیشن بندی آن بود. که به این منظور fdiskرا به کار بردم. برای آغاز fdisk دستور زیر را بعد از login کردن با کاربر root تایپ کردم :


#/sbin/fdisk /dev/hdd


اگر با نحوه استفاده از fdisk آشنا نیستید، به سادگی و با تایپ دستور m می‌توانید لیست تمامی دستوراتی را که در دسترس شما قرار دارند مشاهده نمایید. اولین دستوری که من وارد کردم دستور p بود که برای نمایش جدول پارتیشن موجود به کار می‌رود. اما در این حالت به دلیل نو بودن درایو نصب شده هیچ چیز نمایش داده نشد. سپس با وارد کردن دستور n یک پارتیشن جدید ایجاد کردم و پس از آن به وسیله دستور P آن را به یک پارتیشن اصلی (primary) تبدیل کرده و عدد 1 را به عنوان شماره پارتیشن وارد نمودم. به سادگی آب خوردن، و تا اینجا تقریبا به نیمه راه رسیدیم. پس از آن در جواب fdisk، حجم مورد نظر خود را برای پارتیشن وارد کردم. برای انجام این کار چندین راه مختلف وجود دارد اما روش پیش فرض، دادن یک شماره برای سیلندر شروع و یک شماره به عنوان سیلندر پایان است. دستور fdisk در این مرحله برای هر کدام از این دو گزینه از شما سوال می‌کند و اولین سیلندر را به عنوان نقطه شروع، آخرین سیلندر را به عنوان نقطه پایان به شما پیشنهاد می‌نماید. تنها کاری که در این مرحله انجام دادم، زدن کلید Enter و تایید هر دو پیشنهاد بود. حال تنها یک مسئله باقی مانده بود و آن نوشتن جدول پارتیشن جدید توسط fdisk بود. تا به اینجا اگر اشتباهی در خط فرمان باعث ناراحتی شما شده، احتمالا دانستن این مطلب که هیچ کدام از کارهای انجام گرفته توسط شما در دستور fdisk به سیستم اعمال نمی‌شود مگر آنکه به fdisk بگویید یک پارتیشن جدید بنویسد، به آرام شدن شما کمک خواهد کرد. این ویژگی به شما امکان کنترل بیشتر هر مرحله از fdisk را به منظور کسب اطمینان از صحت انجام آن را می‌دهد. حال مجددا دستور نمایش جدول پارتیشن را به منظور حصول اطمینان از وجود پارتیشن شماره 1 بر روی درایو صادر کردم، و پس از آن دستور w را برای ذخیره جدول وارد نمودم. حال نوبت به فرمت کردن درایو جدید رسیده بود. برای انجام این قسمت من از مثال "دستور mkfs برای ایجاد یک سیستم فایل ext3" موجود در راهنمای HowTo به وسیله تایپ خط زیر در root استفاده کردم:


mkfs –t ext2 –j /dev/hdd1


به خاطر داشته باشید که ما علاوه بر اینکه به دستور mkfs اعلام می‌کنیم که قصد فرمت کدام درایو را داریم، بایستی پارتیشن مورد نظر خود را نیز برای آن مشخص کنیم. که در این حالت تنها یک پارتیشن یعنی پارتیشن شماره 1 بر روی درایو جدید قرار داشت. و این دلیل تایپ کردن دستور /dev/hdd1 به جای دستور ساده‌تر /dev/hdd در فرمان بالا است. اکنون فقط دو کار کوچک باقی مانده بود و پس از آن دیگر درایو جدید من به طور کامل نصب و آماده استفاده می‌شد. در این مرحله من تصمیم گرفتم به دلیل اندازه آن نسبت به درایوهای قدیمی موجود در سیستم درایو جدید را bigdog بنامم. اولین قدم ایجاد یک دایرکتوری بود که بتوانم از آن به عنوان یک نقطه اشتراکی استفاده کنم. من این عمل را به وسیله وارد کردن دستورات زیر در ریشه انجام دادم. دستور اولی دایرکتوری را ایجاد می‌کند در حالیکه دستور دوم تمام حقوق دسترسی مربوط به آن را به من می‌دهد:


mkdir/bigdog
chown warthawg.warthawg /bigdog


حال برای انجام آخرین مرحله نصب آماده بودم: افزودن bigdog به /etc/fstab که نتیجه انجام این کار شناسایی آن در هنگام بوت می‌شود. در این صورت من مجبور نبودم تا هر بار در هنگام راه اندازی سیستم آن را به صورت دستی بشناسانم. این عمل به سادگی افزودن این خط به پایان فایل انجام گرفت:


/dev/hdd1 /bigdog ext3 defaults 1 2


در نهایت سیستم را بوت کرده و آغاز کار درایوها را تماشا کردم. من قادر به استفاده از درایو جدید بلافاصله پس از نصب آن بودم، در واقع همه چیز دقیقا همانگونه که تصور می‌شد پیش رفت. تمام فرایند مزبور تنها حدود 15 یا 20 دقیقه طول کشید. مطمئنا انجام آن برای اولین بار کار ساده‌ای به نظر نمی‌رسید اما حالا من می‌دانم که خیلی بیشتر از قبل در مورد لینوکس آموخته‌ام، البته ناگفته نماند که از نظر من در این میان افتخار اصلی نصیب راهنمای HowTo که برای انجام این کار از آن کمک گرفتم، شد.

دوشنبه 3 بهمن ماه سال 1384
نصب لینوکس ردهت 9

از: وبلاگ جوان امروز



نصب لینوکسهای مختلف خیلی با هم تفاوت نداره . البته نه که نداره ولی اگه شما نصب یکی رو درست یاد بگیرید , میتونید ورژنهای دیگه رو هم نصب کنید. ( البته نه هر ورژنی رو)

حالا با همه این تفاسیر من میخام نصب Redhat Linux 9 Profesional رو قدم به قدم توضیح بدم. Redhat 9 شامل 4 تا CD یه که واسه نصب باید اونا رو داشته باشید.


پارتیشن بندی

شاید بزرگترین مشکل همه تو نصب لینوکس پارتیشن بندی واسه اون باشه, اما کار سختی هم نیست .
بهترین کار واسه نصب لینوکس اینه که به کمک یه برنامه مثل PartitionMagic یکی از پارتیشن ها رو که لازم ندارید حذف کنید(منظورم Delete هست) و کار پارتیشن بندی رو بسپارین به خود لینوکس. چون بهترین حالت ممکنه رو ایجاد میکنه.

ابتدا شما باید واسه لینوکس یه مقدار فضا اختصاص بدین مثلا 4 GB .

همون طور که میدونید لینوکس واسه نصب شدن به 3 تا پارتیشن اصلی نیاز داره , root که پارتیشن اصلیه و هرچی بیشتر باشه بهتر , boot که سیستم به وسیله اون بالا میاد وSwap که دو برابر رم شماست. که همه اینا رو خود لینوکس واسه شما میسازه.

حالا دستگاه رو restart کنید و سیستم رو با cd شماره یک Redhat بوت کنید.



وقتی که سیستم cd رو خوند یه پنجره ظاهر میشه که آرم Redhat رو خیلی خوشگل زده بالاش.یه enter میزنیم تا کار نصب شروع بشه.



حالا پنجره Wellcome میاد و یه پنجره باز میشه.در اینجا اگه ok رو بزنید شروع میکنه به چک کردن cd که یه مقدار وقتتون رو میگیره , پس skip رو میزنیم و ادامه میدیم.



در این مرحله لینوکس شروع میکنه به شناسایی سخت افزار شما و اگه واسش قابل شناسایی باشه , شناساییشون میکنه. وقتی کار شناسایی تموم میشه شما وارد محیط گرافیکی میشید و از اینجا به بعد دیگه مثل آب خوردنه.دکمه next رو بزنید.



Language Selection: در این مرحله باید زبانی رو که میخواید انتخاب کنید. که همون English هست.



Key Board : حالا نوع کیبوردتون رو مشخص کنید.



Mouse Configuration : در این قسمت نوع موس شما شناسایی میشه.

Next رو بزنید تا به مرحله بعد برید.

در اینجا شما باید بگید که کدوم حالت نصب رو میخواید.Redhat چهار حالت نصب داره که عبارتند از :



Personal desktop –1 :که لینوکس رو به صورت معمولی و برای کارهای عادی نصب میکنه.

Work station -2 : که لینوکس رو به همراه ابزارهای برنامه نویسی نصب میکنه + software development و System Adminstore Tools

Server -3 : که همون طور که از اسمش پیداست لینوکس رو در حالت server نصب میکنه + ابزارهایی برای File sharing و Print sharing

Customize -4 : هم که دیگه معلومه چیه.

حالا بسته به نوع نیازتون یکیشو ایتخاب کنید. من پیشنهاد میکنم واسه دفه اول personal desktop رو انتخاب کنید.که یک وقت مشکلی واستون پیش نیاد. حالا next رو بزنید و به مرحله بعد برید.



حالا رسدیم به پارتیشن بندی .در این مرحله میتونید پارتیشن بندی رو به صورت دستی یا اوتوماتیک انجام بدید. اگه قبلا یکی از درایوهاتون رو delete کردین , الان میتونید به صورت اوتوماتیک پارتیشن بندی رو انجام بدید. پس گزینه اول رو انتخاب میکنیم وnext میزنیم.



وقتی که ما Automatically Partition رو انتخاب کردیم , سه گزینه به ما میده

Remove All Linux Partition On This System -1

Remove All Partition On This System -2

Keep All Partition And Use Existing Free Space -3



گزینه اول میگرده و پارتیشنهای لینوکس رو Format میکنه

گزینه دوم هم که میزنه کل پارتیشن بندی هاردتون رو داغون میکنه .(ازش استفاده نکنین)

گزینه سوم هم , اون فضای خالی رو که در نظر کرفته بودین رو واستون پارتیشن بندی میکنه و با بقیه پارتیشنها کاری نداره .



+ چون ما میخوایم اون فضای خالی به پارتیشن لینوکس تبدیل بشه , حالت سوم رو انتخاب میکنیم .حالا next رو بزنید تا وارد تنظیمات Boot loader بشید.



Bootloader

+ اصلا بوت لودر چیه و به چه دردی میخوره ؟

بوت لودر یه برنامه است که به کمک اون شما میتونید بالا اومدن لینوکس رو باهاش تنظیم کنید. یه boot loader میتونه چندین سیستم عامل رو بدون هیچ مشکلی و به راحتی بوت کنه(واسه اونایی که میخوان لینوکس و ویندوز رو کنار هم نصب کنن).البته میشه از یه روش دیگه هم واسه بوت کردن لینوکس استفاده کرد که زیاد جالب نیست یعنی بوت از روی فلاپی. که تو این روش هربار که شما دیسکت رو تو فلاپی درایو قرار بدین لینوکس از رو اون بوت میشه.



Bootloader رو مبشه در دو حالت lilo و Grub تنظیم کرد. ولی Grub هم خوشگلتره و هم کار کردن باهاش راهت تره. یه چیزی تو مایه های System commander یا XMSL .

خب حالا شما میتونید Bootloader رو پیکربندی کنید. در بالای صفحه رو دکمه Change bootloader کلیک کرده و نوع اون رو مشخص کنید که Lilo باشه یا Grub . که به طور پیش فرض روی Grub تنظیم شده.

در وسط صفحه میتونید سیستم عاملهای دیگه ای رو که نصب هستن رو معرفی کنید. اگه میخواید لینوکس و ویندوز رو کنار هم داشته باشید , معمولا تو این مرحله Redhat اونو میشناسه و نیاز نیست کار خاصی بکنید. تو اون کادری که در وسط صفحه قرار داره دوتا اسم هست اولی نوشته Redhat linux و دومی نوشته Dos.

Dos رو انتخاب کنید و دکمه Edit رو بزنید. در اینجا میتونید تعیین کنید که ویندوزتون تو کدوم درایو قرار داره . مثلا اگه تو درایو C هست , باید روی had 1 تنظیم بشه. برای قشنگی کار هم میتونید اسم dos رو عوض کنید .اگه هم میخواید لینوکس رو به همراه دوتا Windows داشته باشید , بازم مشکلی نیست. وقتی شما تعیین میکنید که گزینه دوم درایو C رو بوت کنه , همون اتفاقی میوفته که ویندوز 98 و XP کنار هم نصب شدن. یعنی وقتی بعد از نصب گزینه دوم انتخاب بشه , از شما سوال میشه که کدوم ویندوزتون رو میخواید.

اگه بخواید رو bootloader تون میتونید password بذارید. کافیه که جای مربوطه تیکشو بذارید و پسوردتون رو وارد کنید.

تو اون کادر کنار اسم redhat یه تیک هست که مربوط به اینه که کدوم سسیتم عامل پیش فرض باشه .در ضمن یادتون باشه که اسمی که به جای Dos مینویسید نباید فاصله داشته باشه . فکر میکنم چیزی در مورد Bootloader دیگه نمونده باشه.Next رو بزنید تا وارد مرحله بعدی بشید .



+ از اینجا به بعد کار زیادی نمیخواد که انجام بدید, کافیه که فقط چند تا next بزنید .



اگه شما کارت LAN داشته باشید این قسمت واستون میاد که میخواد لینوکس رو تحت شبکه نصب کنه . ما با این فرض که شما از کامپیوتر تو خونتون استفاده میکنید کاری با این قسمت نداریم .Next میزنیم و به مرحله بعد میریم .



این قسمت مربوت هست به اون Firewall که گفته بودم. و پیکربندیش هم خیلی تابلوه .Next رو میزنیم .



این قسمت مربوط به زبانهایی هست که redhat ساپورتشون میکنه. که میشه تو این لیست Persian رو هم دید .Next رو میزنیم.



در اینجا میتونید از روی نقشه موقعیت زمانی خودتون رو مشخص کنید .next رو بزنید.



اینجا باید پسوورد Root رو وارد کنید .next رو بزنید .



اینجا از شما پرسیده میشه که آیا چیزایی رو که redhat به طور پیش فرض نصب میکنه قبول دارید یا نه . من پیشنهاد میکنم گزینه دوم رو انتخاب کنید و لاقل KDE رو به لیست اضافه کنید .



حالا Nextرو بزنید تا کارا شروع بشه. تو این مرحله کارا اون طور که شما پیکربندی کردین انجام میشن. ابتدا پارتیشن فرمت میشه و بعد نصب شروع میشه .بسته به میزان برنامه هایی که شما اذافه کردین مدت زمان نصب و مقدار فضای مورد نیاز افزایش پیدا میکنه .پس یه مقدار صبر میکنید تا این مرحله تموم بشه.



وقتی مراحل کپی کردن فایلها به پایان رسید از شما میپرسه که میخواید دیسکت بوت درست کنین یا نه. که من پیشنهاد میکنم حتما بسازید. چون اگه یه موقع لینوکستون بوت نشد این دیسکت معجزه میکنه و میتونید با دیسکت لینوکس رو بوت کنید .



بعد از ساخت دیسکت نوع کارت گرافیک شما رو شناسایی میکنه.( توجه داشته باشین که خود لینوکس بهترین حالت رو شتاسایی میکنه و در شرایت عادی نیازی به انتخاب شما نیست. مثلا کارت گرافیک من Geforce 4 mx440 هست که لینوکس اونو Geforce 2 Mx400 شناسایی میکنه. این شناسایی درست نیست ولی بهترین حالت ممکنه است ) next رو بزنید.



در اینجا میزان Resolution رو انتخاب کنید و Next رو بزنید.



حالا CD بیرون میاد وکافی که Exit رو بزنید تا سیستم Restart بشه.



وقتی سیستم Restart شد و اومد بالا 6 تا سوال از شما پرسیده میشه که شما می تونید با Next به مرحله بعد برید:



-1 پنجره Wellcome ظاهر می شه

-2 در اینجا شما باید یه حساب کاربری بسازید

-3 در این مرحله تاریخ و ساعت ازشما پرسیده میشه

-4کارت صدای شما تست میشه

-5 برای Register شدن لینوکس از شما سوال میشه

-6 آیا نیاز دارید چیز دیگه ای نصب کنید.


وقتی از این 6 تا گذشتید دیگه کار تموم میشه و نصب به پایان میرسه.
به دنیای Open source خوش آمدید.


شنبه 10 دی ماه سال 1384
طریقه اتصال به اینترنت در لینوکس

وقتی‌ تو لینوکس conection conectin ساختید و با مودم شروع به شماره گیری کردید، در مرحله‌ای که user name و password شما چک میشود اما وقتی‌ که چک کردنش تموم شد اpppp ز pppp error میگیره و ارتباط قطع میشه.
این اشکال مربوط میشه به activative نبودن connection تو لینوکس.
برای active کردنش باید برین تو menu/system tools/internet configuration wizard
از لیست سمت چپ نوع اتصالتون رو مشخص کنید. که من modem connection رو انتخاب کردم.
وقتی زدین ممکنه پیام بیاد که مودم شما شناسایی‌ نشده که زیاد مهم نیست.
اگه قبلا این قسمت رو تنظیم کردین نیازی به تغییر نیست وForward رو بزنید.
تو این قسمت مشخصات accountaconteton رو واردکنید و واسه connection تون یه اسم در نظر بگیرید و forward رو بزنید.
این قسمت مربوط به این هست که به شما چه ip اختصاص داده بشه که خودش به طور پیش فرض روauto هست.
forward رو بزنید به قسمت بعد برید.
تو این قسمت مشخصاتی‌ که وارد کردین رو به شما نشون میده و اگه صحیح بود رو بزنید.
حالا باید به طور اتوماتیک پنجره configuration device بیاد و شما باید connectionکه ساختین رو اکتیو کنید.
اگه این پنجره نیومد شما میتونین از menu/system tools/network device controlرو اجرا کنین و از اونجا connection رو active کنید.


پنجشنبه 8 دی ماه سال 1384
استفاده از پارتیشنهای ویندوز در لینوکس
حتما شما هم فایلهای خیلی زیادی روی درایوهای ویندوز دارین و میخواین وقتی با لینوکس کار میکنین به اونها هم دسترسی داشته باشین. البته تو بعضی از نسخه ها از جمله SUSE Linux این مشکل وجود ندارد. اما من خودم تو Redhat باهاش مشکل داشتم.

واسه اینکه بتونید از درایوهاتون استفاده کنید روشهای خیلی زیادی وجود داره . یکی از اونها استفاده از دستور MOUNT هست که با اون میتونین به طور موقت درایوهای ویندوز رو تو لینوکس MOUNT کنین.البته یه روشی هم هست که میشه این دستور رو دایمی کرد که در ادامه توضیح میدم.

برای مثال ما درایو e رو mount میکنیم.

اول باید برید به شاخه /mnt

در این شاخه درایوهای CD ROM و FLOPPY موجود میباشند.

شما باید در این شاخه یه دایرکتوری بسازید و اسم اون رو بزارید e

حالا شما یه شاخه دارین به اسم /mnt/e

حالا شل رو اجرا کنید و این دستور رو توش بنویسید

mount /dev/hda6 /mnt/e

حواستون باشه که بین mount و/dev یه فاصله وجود داره. همچنین بین hda6 و /mnt

حالا وارد اون دایرکتوری که تو /mnt ساختین بشین و محتویات درایو e خودتون رو مشاهده کنید.

اگه خواستین میتونید به همین ترتیب بقیه درایوها تون رو هم mount کنید.


Drive c = hda1

Drive d = hda5

Drive e = hda6

Drive f = hda7

Drive g = hda8

Drive h = hda9



چهارشنبه 7 دی ماه سال 1384
نصب فونت در لینوکس
یکی از قابلیت های سیستم عامل ویندوز وجود فونت های متنوع با کیفیت بالا برای آن می باشد.این نوشته به بررسی استفاده از فونت های TTF در لینوکس می پردازد.

من این روش برای نصب را بر روی Mandrake 9.0 و با استفاده از دو فونت تاهوما و هوما ( Tahoma & Homa ) تست کرده ام.این روش بر روی لینوکس مندریک نسخه 8.0 به بعد و ویرایش های اخیر ردهت و SuSE امکان اجرا دارد.

برای آزمایش اینکه امکان اجرا را دارید یا نه یک ترمینال باز کنید و در آن دستور ttmkfdir را تایپ کنید.اگر نتیجه 0 و یا لیستی از فونت ها بود امکان اجرا می باشد و اگر با پیغام command not found مواجه شدید باید به فکر دیگری باشید.

XWindows همان رابط گرافیکی کاربر در لینوکس خود شامل انواع مختلفی از فونت ها می باشد اما با استفاده از نصب فونت های TTF شما امکان انتخاب بر روی طیف وسیعی از فونت های متنوع و با کیفیت بالا را دارید.

اگر از Mandrake استفاده می کنید شما می توانید با استفاده از ابزار DrakFont تمام عملیاتی را که در ادامه گفته می شود به صورت اتوماتیک انجام دهید.برای دسترسی به DarkFont ازMandrake Control Center وارد قسمت Fonts شوید و کار را ادامه دهید.

من در اینجا به نصب دستی فونت ها می پردازم.توجه داشته باشید برای اجرای بعضی از دستور ها به حق دسترسی از نوع سوپر یوزر root نیاز دارید.

ابتدا باید یک دایرکتوری برای فونت ها ایجاد کنید.مسیر و نام آن کاملا به خودتان بستگی دارد اما در اینجا سایر کارها با همین مسیر و نام انجام شده است.

من دایرکتوری را در /usr/local/fonts/ttf ایجاد کردم.برای ایجاد دایرکتوری می توانید از دستور mkdir استفاده کنید.


#mkdir /usr/local/fonts

#mkdir /usr/local/fonts/ttf



سپس نیاز دارید فونت هایی را که می خواهید نصب کنید به داخل این دایرکتوری کپی کنید.فونت های ttf معمولا در ویندوز در windows/fonts قرار دارند.امکان دارد شما فونت ها را دانلود کرده باشید که در هر حال فونت هایی که تمایل دارید نصب شوند باید به داخل این پوشه کپی شوند.

بعد باید به سیستم XWinodows وجود فونت ها را اطلاع دهید.برای این کار از دستورهای زیر استفاده کنید :


cd /usr/local/fonts/ttf

ttmkfdir > fonts.scale

mkfontdir



اگر به داخل دایرکتوری نگاه کنید مشاهده خواهید کرد که دو فایل به نام های fonts.scale وfonts.dir ایجاد شده اند که شامل لیستی از اطلاعات مربوط به فونت های ttf می باشند.

سپس باید محل فونت ها را اطلاع دهید.کاربران ردهت می توانند از دستور chkfontpath استفاده کنند.


chkfontpath -a /usr/local/fonts/ttf



و اگر این فرمان را ندارید باید به صورت دستی این کار را انجام دهید.فایل /etc/X11/xfs/config و یا /etc/X11/fs/config را باز کنید و در قسمتی که با "catalog=" شروع شده است مسیر دایرکتوری را اضافه کنید.

کار تمام شد،حالا می توانید از فونت های جدیدتان استفاده کنید.

برای نصب فونت های جدید تر در آینده شما تنها کافیست فونت را به داخل همین دایرکتوری کپی کنید و دستور زیر را دوباره انجام دهید :


ttmkfdir > fonts.scale

mkfontdir



   1      2    >>
عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
من نیمه شنوا هستم.
بنده پسر خوب و باهوش هستم.
علاقه به کامپیوتر . اینترنت . گرافیک . طراحی سایت و گرافیک و ...






شناسنامه کامل من...
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
موضوع بندی
منو لینک کن
گفتمان

عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 321581


free web page counters



Powered by MyPagerank.Net